بنیامینبنیامین، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

ثمره زندگی من

پسرم یک ماهه شد

با سلام و تشکر از کلیه دوستانی که رشد و نمو بنیامین را از طریق این وبلاگ دنبال میکنند. بنیامین از مرز یک ماه گذشت و به همین دلیل چند عکس ازش گرفتیم    و متاسفانه افرادی از فامیل درجه یک بنیامین، هنوز وقت ندارند که ببیننش. و یا شاید واسشون مهم نیست که بنیامین یه روزی باید دوستشون داشته باشه ...
19 ارديبهشت 1392

پسرکم بزرگ شده

ما هم مثل همه پدر مادرها شبها بنیامین را چک میکنیم که یک وقت مشکلی درخواب نداشته باشه . با اینکه بنیامین خودش شبها 3-4 بار ما رو بیدار میکنه و اجازه نمیده بدون فکر اون بخوابیم .  ولی نکته جالبی که ما از دیشب بهش برخورد کردیم اینه که پسرکم جدیداً توی خواب میتونه موقعیت خودش را عوض کنه . ما اول فکر کردیم اشتباه میکنیم و دوبار در یک شب اتفاق افتاد لذا عکسی گرفتیم که اولین را ثبت کرده باشیم. ...
19 ارديبهشت 1392

مرسی هیکل

بازم سلام  امروز میخوام واستون یه عکس شکاری بزارم  عکسی از لحظه ای خاص  در این لحظه در حال تعویض لباس بنیامین بودیم که دیدیم ماهیچه هاش زده بیرون و پسرم داره مثل بدنسازها زور میزنه که بیشتر هیکل دختر کش را بیرون بریزه - لذا شکار این لحظه سبب خوشنودی من و مادرش شد. ...
16 ارديبهشت 1392

بزرگترین خاله رسید

خبر جدید  بزرگترین خاله بنیامین که تا هم اکنون وی را ندیده بود بالاخره از شهرستان به تهران آمد و تونست بنیامین را ببینه - البته پسر گلم هم در این دیدار نه تنها غریبی نکرد بلکه مثل یک مرد تونست ثابت کنه که غریبی معنای خاصی واسش نداره  متاسفانه هنوز عکسی از این موضوع تهیه نشده است. در صورت تهیه در اولین فرصت در اختیار دوست داران قرار خواهد گرفت . قابل به توضیح است که بزرگترین عموی بنیامین نیز به دلیل مشابه هنوز موفق به دیدن ایشان نشده است که از همین جا به عمو (فرشید) سلام رسانده و خواستار این هستیم که برادر زاده را کمتر در انتظار قرار دهد. ...
11 ارديبهشت 1392

پسر حرف گوش کن من

پسر گلم خیلی پسر نازیه مخصوصاً اینکه وقتی حالش خوبه به حرفهای ما گوش میکنه و بعضی اوقات که موضوع مهمی را باهاش در میان میزاریم خیلی خیلی دقت هم میکنه   ...
11 ارديبهشت 1392

ما دو تا داداشیم

یکی از چیزهای جالب بنیامین فیزیک دست و پاشه که شبیه منه و همیشه دوست داشتم از دستان وپاهای نازش عکس بگیرم و در کنار دست و پای خودم قرار بدم  شکر خدا موقعیتی پیش آمد که این کار را به کمک همسرم انجام دادم  ...
11 ارديبهشت 1392

خداوندا شکرت

با اینکه این چند وقته مجبوریم ترتیب زندگی تمام این چند سال را عوض کنیم و یه نی نی اومده و توی خونه خودمون داره بهمون زووووور میگه  ولی بازم خدارا شکر که سالمه و به زندگیمون رنگ و بوی تازه داده  تازه تازه مثل روشنایی چشمان قشنگش و لطافت پوست زیباش ...
11 ارديبهشت 1392